اهمیت کار شهید حاجقاسم سلیمانی، اثرگذاری، معرفتبخشی و شوری که شهادت ایشان ایجاد کرد و ضرورت الگوگیری از او ایجاب میکند، حاجقاسم را نه به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان یک مکتب تعالیبخش بنگریم؛ مکتبی که مشتاقان و حتی منتقدان زیادی را مجذوب خود کرده است. بر این اساس، باید از بخشینگری در مورد ایشان پرهیز شود؛ یعنی ایشان را نمیتوان صرفاً یک فرمانده نظامی موفق یا یک عارف بالله یا یک سرباز برای ولایت و... دانست. ایشان همزمان و توأمان حائز این ویژگیها بود. از این جهت است که میتوان از مکتب وی سخن گفت.
در تشریح عناصر مکتب شهید سلیمانی میتوان به موارد متعددی اشاره کرد که از کنار هم قرار گرفتن مجموع آنها، مکتب هستیبخش ایشان ساخته شده است. یکی از مهمترین عناصر مکتب شهید سلیمانی، آرمانگرایی واقعبینانه است؛ بدین معنا که وی هیچگاه در برابر واقعیتهای نامطلوب و برساختههای استکبار و صهیونیسم، تسلیم نشد و منطق واقعیتهای موجود را نپذیرفت، اما درعین حال، غیرواقعبین هم نبود. به عبارت دیگر، برآورد صحیح، منطقی و مبتنی بر واقعیتی از صحنه میدان داشت. درواقع، این شهید، آرمانگرایانه میاندیشید، اما واقعبینانه تصمیم میگرفت و عمل میکرد. با این حال، واقعگرا نبود؛ یعنی تسلیم واقعیتهای موجود نمیشد. به عنوان مثال، وقتی بحران سوریه شروع شد، کمتر کسی تصور میکرد، حکومت و ارتش این کشور بتواند در مقابل حجم حملات و توطئههای موجود تاب بیاورد. در این شرایط، برخی در داخل کشور نیز مخالف حمایت جمهوریاسلامی ایران از سوریه بودند و حضور میدانی در این کشور را نمیپذیرفتند، اما شهید سلیمانی و یارانش با ورود به این کشور و مردمیسازی دفاع، توانستند فتنهعظیم تروریسم تکفیری را در این کشور زمینگیر کنند.
در همین زمینه، مکتب شهید سلیمانی در عین آنکه حاصل ترکیبی دقیق و منطقی از توجه همزمان به آرمانها و واقعیتها بود، مصلحتگرا و مصلحتبین هم بود. درواقع، آرمانگرایی شهید سلیمانی و واقعبینی ایشان توأم با حفظ مصلحتها بود. به عنوان مثال، یکی از مصلحتهایی که ایشان روی آن تأکید جدی داشتند، حفظ وحدت و انسجام داخلی در کشور برابر تهدیدهای خارجی بود. از اینرو، ایشان به منظور حفظ وحدت و انسجام داخلی در برابر دشمنان، آن موضع معروف را برابر رئیسجمهور امریکا اتخاذ کردند و گفتند: «. شأن رئیسجمهور ما نیست که جواب تو را بدهد. من به عنوان یک سرباز جواب تو را میدهم. تو مارا تهدید میکنی به اینکه اقدامی انجام میدهی که در دنیا سابقه ندارد... شما چه کاری میتوانستید بکنید که در طول این ۲۰ سال نکردید؟ شما با دهها دستگاه تانک و نفربر و صدها فروند هلیکوپترهای پیشرفته آمدید به افغانستان و جنایتهایی را انجام دادید. شما بعد از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ با ۱۱۰ هزار سرباز چه غلطی کردید؟ امروز دارید به طالبان برای گفتوگو التماس میکنید.»
مقصود شهید سلیمانی از این موضعگیری آن بود که انسجام و وحدت داخلی را در مقابل تهدیدهای دشمن حفظ کند؛ زیرا این موضعگیری در برابر توئیت سخیفی که ترامپ در پاسخ به رئیسجمهور وقت کشورمان داده بود، ارائه شد.
مصلحت دیگری که ایشان بدان توجه داشتند، دقت در حفظ انسجام و وحدت در درون جهان اسلام و پرهیز از برادرکشی و جنگ تمدنی، به منظور ایجاد جبههای واحد در برابر صهیونیستها بود. بر همین اساس، ایشان بهرغم نقشآفرینی برخی کشورهای مسلمان در ایجاد توطئه در سوریه و عراق، هیچگاه آنها را دشمن اصلی نمیدید و کانون مبارزهخود را معطوف به آنها نمیکرد، بلکه معتقد بود، دشمن اصلی رژیم صهیونیستی است و باید کانون تمرکز مبارزاتی، معطوف به تضعیف این رژیم باشد.
این ویژگی وقتی در کنار سایر ویژگیهای شهید سلیمانی مانند شجاعت و تدبیر، بنبستشکنی و... در نظر گرفته شود، راز روزآمدی، معنابخشی، هویتبخشی و جذابیت مکتب شهید سلیمانی بیش از پیش روشن میشود.